شاه فضل رسول قادري
34
سيف الجبار
مى باشد وحكم آن نذر اين است كه اگربه تحقيق محض براي اولياست حرام است كه وارد شده ( لانذر لغير الله ) ونيز قضاى حاجت باستقلال از كسى خواستن واورا مالك نفع وضرر خود اعتقاد كردن نوعي از شرك است واگر بصورت است نه در واقع بريكى از سه وجه مباح است وجه أول آنكه خالص براي خداى تعالى است وايشان مصرف محض اند گويا ميگويد الهى اين مراد من اگر حاصل شود نذر تو بخدام مزار آن صالح رسانم دوم آنكه ايشان را شفيع سازد گويا مى گويد يا حضرت در جناب الهى براي اين مشكل دعا كنيد اگر اين مراد حاصل شود از طرف تو در جناب الهى براي اين مشكل اين قدر طعام يا نقد رسانم تا ثواب آن عائد بشما شود وأين معنى جواز دارد چرا كه جناب نبوت صلى الله عليه وآله وسلم حضرت أمير المؤمنين علي مرتضى را وصيت فرمودند كه تا زنده باشي از طرف من قرباني كرده باش وسعد ببن عبادة را فرموده چاهي بناكن وبگو هذه لام سعد سوم آنكه آن بزرگ را در جناب الهى وسيله سازد گويا ميگويد الهي ببركت فلان بزرگ وبحق عنايات ومهربانى خود كه براي تو عمر خود در بندگي ورضا جوئى تو گزرانيده اگر مشكل من آسان كنى اين قدر مال براي توبدهم وثواب آن تحفهء روح آن بزرگ سازم تااز بر واحسان بآن بزرگ خوشنود شوى وأين هم هست كه مذهب حنفيه است للانسان ان يجعل ثواب نافلة لمن شاء . شاه ولي الله در أنفاس العارفين نام كتاب مى گويد كه : حضرت ايشان مى فرمودند كه فرهاد بيك را مشكلى پيش آمد نذر كرد كه بار خدا يا اگر اين مشكل بسر آيد اين قدر مبلغ بحضرت ايشان هديه دهم آن مشكل مندفع شد وآن از خاطر أو رفت بعد چندى اسپ أو بيمار شد ونزد يك هلاك رسيد برسبب اين امر مشرف شدم بدست يكى از خادمان گفته فرستادم كه اين بيمارى بسبب عدم وفاى نذراست اگر اسپ خود را مى خواهى نذر را كه در فلان محل الزام نموده ء بفرست وى نادم شد وآن نذر فرستاد همان ساعت اسپ اوشفا يافت . اين فقير از ياران كه حاضر واقعه بودند شنيده است كه حضرت ايشان در قصبهء " داسنه " بزيارت مخدوم شيخ الله ديا رفته بودند وشب هنگام بود دران محل فرمودند مخدوم ضيافت ما ميكنند وميكويند كه چيزى خورده رو يد توقف كردند تا آنكه اثر